من کارگرم
-
تاریخ: 1395/12/19 ساعت: 3:23
دستهایم رنگی ست، زنگی است، گلی است، خاکیست بی دین و بی خدا نیستم کارگرم دزد و اختلاس گر نیستم اما، حق خودم را می خواهم ظالم نیستم، مظلومم من میز و صندلی را می سازم اما تو بر آن می نشینی با وقاحت تمام به من دستور می دهی به شعور من توهین می کنی و حقم را از من می گیری. من دزد نیستم من برگزیده نیستم م...
سک سک
-
تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 1:33
سک سک ای کاش در بازیهای بچگی گم شده بودیم در جایی از زمان بدون درد بدون خونریزی ای کاش قبل از بزرگ شدن حق انتخاب داشتبم که بزرگ شویم یا رشد کنیم?
قاصدک
-
تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 1:33
قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟ از کجا، وز که خبر آوردی؟ خوش خبر باشی، امّا، امّا گرد بام و در من بی ثمر می گردی. انتظار خبری نیست مرا نه زیاری نه ز دیّاری ، باری، برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس، برو آنجا که ترا منتظرند. قاصدک! در دل من همه کورند و کرند. دست بردار از این در وطن خویش غریب. قاصدک تجربه ه...
این روزها
-
تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 1:33
این روزها مردم ما حق نفس کشیدن ندارند اما بازم هم نفس خود را می کشند تا برای آنها فریاد بزنند چگونه است این یا یک فداکاری احمقانه است یا چیزی هست که از علم من خارج است
کج فهمی
-
تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 1:33
بیشتر وقتها خرج کردن ادب و شعور برای این آدمها کارساز نیست؛ آنها بی شعوری می خواهند آنها آنقدر احترام ندیده اند، که احترام گذاشتن به آنها را عجیب می شمارند؛ به راستی، چه بر سر آنها آمده است?
حق نفس کشیدن
-
تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 1:33
امروز کارگران با کوله ای باری از مرگ و بیماریهای ریوی به خانه باز گشتند - بابا واسه ما چی آوردی? -: شرمنده ام بابا، فقط گرد و خاک ------------------------------------------------------------------------------- خوزستان گورستان نیست، این حق استانی که خود را فدای شما بی انصاف ها کرد نیست
صحبت های خیالی یک نفر با امام زمان
-
تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 1:33
این نسخه انگلیسی ست و فارسی آن تهیه نمی شود. A FANTASY TALK OF ME AND SON OF MAN: Me: hi son of man him: Hi son me: Are you sad of me Him: if you are sad of yourself, No im not Me: Are you mad of me? Him: if you are mad of yourself, im not. me: why? Him: Cuz you are enough for yourself, Your pains...
نهلان
-
تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 1:33
آنقدر خسته ام که حتی نمی توانم بمیرم فقط میخواهم آن را تصور کنم، و پس از آن به خوابی عمیق فرو روم
کجایی?!!!
-
تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 1:33
خدایا!این همه انسان دارند خودشان رابه جای تو میگذارند.پس چرا خودت رانشان نمیدهی؟!
لحظه
-
تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 1:33
ﻣﻴﺨﻮاﺳﺘﻢ اﺯش اﻧﺘﻘﺎﻡ ﺑﮕﻴﺮﻡ, ﭼﺎﻗﻮ ﺭﻭ اﺯ ﺗﻮﻱ ﺁﺷﭙﺰﺧﻮﻧﻪ ﺑﺮﺩاﺷﺘم و ﺭﻓﺘﻢ ﺳﻤﺘﺶ, ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺷﺪﻡ, ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺷﺪﻡ, ﻧﺰﺩﻳﻜﺘﺮ, اﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ, ﺧﺪاﻳﺎﻣﻦ اﻳﻦ ﺁﺩﻣﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩاﺭﻡ? ﺭﻓﺘﻢ ﺟﻠﻮﺗﺮ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ ﻛﺎر ﺩﺭﺳﺘﻳﻪ? ﭼﻧﺪ ﻗﺪﻡ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ اﻳﻨﻜﻪ ﺑﻪ ﺩﺭ اﺗﺎﻕ ﺑﺮﺳﻢ, ﺧﺪا ﭘﺮﺳﻴﺪ: ﺩﺭﺩ ﺗﻮ ﭼﻴﻪ? ﮔﻔﺘﻢ ﺩﺭﺩﻡ ﺑﻲ ﺗﻮﺟﻬﻴﻪ, ﺑﻲ ﻣﺴﻮﻟﻴﺘﻴﻪ, ﺑﻲ ﻓﻜﺮﻳﻪ. ﺧﺪا ﮔﻔﺖ: ﻓﻜﺮ...